۱ شهریور ۱۳۹۱

سیرن ها - فرانتس کافکا


این ست نوای اغواگرِ شب؛ سیرن ها نیز اینچنین می خواندند؛ بی انصافی ست اگر گمان کنیم، که می خواستند ما را اغوا کنند، می دانستند که مرغ چنگال ند و رَحِمی سترون دارند، پس به بانگِ بلند شِکوه می کردند؛ تقصیرِ آنان نیست که طنینِ اندوه شان چنین گوش نواز بود.

این قطعه در نامه ای به رورت کلوپشتوک آمده ست و اولین بار در نامه ها 1924- 1902 چاپ شده است؛

- فرانس کافکا

Das sind die verführerischen Nachtstimmen, die Sirenen haben auch so gesungen, man tut ihnen unrecht, wenn man glaubt, daß sie verführen wollten, sie wußten, daß sie Krallen hatten und keinen fruchtbaren Schoß, darüber klagten sie laut, sie konnten nicht dafür, daß die Klage so schön klang.

هیچ نظری موجود نیست: