اينجا كه منم
خندقي از گريه و ديوانگي ست
و دلي كه به حول بي تابي ات مدام مي چرخد
بر شانه هاي گرگرفته ي من
عقابي نشسته است
كه از كناره هاي جنون مي آيد ...
حمید کرم پور
پانوشت : بوسه بر دستانِ آنانی که قبل تر از ما مرتکبِ نوشتنِ سطوری شده اند که به وقتِ سکوت های قاتل، در مکث های مردد و ناتوان، بتوانیم از روی دست خطِ شان با لکنت و لرزش بخوانیم و مطمئن باشیم که روایت مخدوش نشده ست؛ بی کم و کاست ...
پانوشت : بوسه بر دستانِ آنانی که قبل تر از ما مرتکبِ نوشتنِ سطوری شده اند که به وقتِ سکوت های قاتل، در مکث های مردد و ناتوان، بتوانیم از روی دست خطِ شان با لکنت و لرزش بخوانیم و مطمئن باشیم که روایت مخدوش نشده ست؛ بی کم و کاست ...
0 نگاه:
ارسال يک نظر