۲۶ نوامبر ۲۰۱۱

خندق

اينجا كه منم
خندقي از گريه و ديوانگي ست
و دلي كه به حول بي تابي ات مدام مي چرخد

بر شانه هاي گرگرفته ي من
عقابي نشسته است
كه از كناره هاي جنون مي آيد ...

حمید کرم پور

پانوشت : بوسه بر دستانِ آنانی که قبل تر از ما مرتکبِ نوشتنِ سطوری شده اند که به وقتِ سکوت های قاتل، در مکث های مردد و ناتوان، بتوانیم از روی دست خطِ شان با لکنت و لرزش بخوانیم و مطمئن باشیم که روایت مخدوش نشده ست؛ بی کم و کاست ...