۲۴ آبان ۱۳۹۰

موجی

» مشکلِ تو به هم خوردنِ معادله هاست؛ آدمی که با ترکیدنِ یه بادکنک سه متر به هوا می پره و بعدش سینه کشِ پیاده رو می شه؛ آدمی که با شنیدنِ صدای هواپیمای مسافربری دنبالِ سنگر می گرده، آدمی که هرجا پا می ذاره حس می کنه زیر کفشش، خون و گوشت و تیکه تن عزیزترین رفیق ش رو داره له می کنه،آدمی که زیرِ پوسته ی هر چیزی هسته ی تلخ خاطره ها رو می بینه و زجر می کشه و تن می ده به موجِ خاطره ها؛ بینِ مردم که خبر دارین "موجی" چه معنی داره؟

موجی یعنی دیوانه ی رسمی جنگ، با حقوق و مزایا و بیمه؛
« حیات خلوت :: فرهاد حسن زاده :: ( با تلخیص)

هیچ نظری موجود نیست: